یک روز تابستانی در الموت/ «ملک‌لله» و «عاقبت خیر باد»؛ نام درهای دژ بالا و پایین الموت/ دستکندها؛ فضاهایی برای جان‌پناه‌ها

در ایران قلعه‌های بسیاری در دوره‌های مختلف ساخته شده است؛ از ارگ بم و قلعه فلک‌الافلاک گرفته تا قلعه پرتغالی‌ها، قلعه شوش، قلعه رودخان و ده‌ها دژ تاریخی دیگر که هر یک به‌واسطه ویژگی‌های معماری و تاریخی خود، هویت ویژه‌ای به منطقه محل استقرارشان بخشیده‌اند. اما این روزها بیش از همه نام قلعه الموت بر سر زبان‌ها افتاده است؛ چراکه این اثر ارزشمند به‌تازگی در چهل‌وهشتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کره‌جنوبی در فهرست میراث‌جهانی به ثبت رسیده است.

میراث‌آریا: وقتی از تهران به مقصد الموت حرکت می‌کنید، در ابتدا تصور می‌کنید مقصدتان تنها قزوین است و مسیر چندان طولانی نخواهد بود؛ اما هرچه بیشتر در دل جاده پیش می‌روید، احساس می‌کنید این مسیر تا نزدیکی‌های شمال کشور ادامه دارد. الموت حدود ۱۰۰ کیلومتر پس از قزوین قرار گرفته است. ابتدای مسیر گرم و خشک است و باد گرم به صورتتان می‌وزد، اما به‌تدریج، پس از عبور از قزوین و نزدیک شدن به منطقه الموت، با دیدن درختان و دشت‌های سرسبز، حال‌وهوایی شبیه شمال کشور را تجربه می‌کنید.

چالش‌های عبور از صخره الموت

روستای الموت، روستایی نسبتا بزرگ با مردمانی خونگرم و مهربان است. هنگامی که وارد روستا می‌شوید، اغلب خانه‌ها سقف‌های شیروانی دارند که به دلیل بارندگی‌های فراوان این منطقه کوهستانی ساخته شده‌اند. پس از اندکی استراحت، راهی قلعه می‌شویم.

برای رسیدن به قلعه و عبور از این صخره عظیم، باید آمادگی جسمانی مناسبی داشته باشید؛ چراکه مسیر، شیب زیادی دارد و پیمودن آن برای افراد ناآشنا با کوه‌پیمایی آسان نیست.

در طول مسیر، بخش‌هایی از راه با پله‌های سنگی، قسمت‌هایی خاکی و در برخی نقاط نیز پله‌های دست‌ساز همراه با داربست‌های فلزی مستحکم برای عبور گردشگران ایجاد شده است.

قلعه الموت؛ نمایی اعجاب‌انگیز

آنچه تاکنون در عکس‌ها و فیلم‌های مستند از الموت دیده‌اید، با حضور در این مکان کاملا متفاوت است. در روستای الموت می‌توان قلعه را از زوایای مختلف مشاهده کرد و روایتگر آنچه از نزدیک دیده‌اید، بود؛ در حالی‌که تصاویر معمولا تنها یک نما را به نمایش می‌گذارند.

«شتر خوابیده» یکی از مشهورترین نام‌هایی است که برای فرم ظاهری قلعه الموت به کار می‌رود و بسیاری این دژ را با همین تصویر ذهنی می‌شناسند؛ هرچند برخی نیز برداشت‌های متفاوتی از شکل آن دارند.

اطراف روستا را کوه‌ها و درختان سرسبز فرا گرفته‌اند. قلعه الموت از دو بخش قلعه بالا و قلعه پایین تشکیل شده است. قلعه بالا حدود ۱۰ هزار مترمربع وسعت دارد و به گفته برخی کارشناسان، فضایی تو در تو و پیچیده داشته است.

در چوبی با نام «ملک لله»

در ورودی قلعه پایین، دری چوبی دیده می‌شود که بر بالای آن عبارت «ملک‌لله» نقش بسته است. در کنار این بخش، بنایی قرار دارد که به مدت ۷۰ سال، در دوران شاه طهماسب، به‌عنوان زندان مورد استفاده بوده است. در همان دوران، قلعه بالا محل استقرار نیروهای تدارکات، آشپزخانه، زره‌سازی و آهنگری بوده است.

درخت سرسبز انگور میان دشت خشک

در میان زمین خشک و هوای گرم منطقه، درخت انگوری سرسبز با خوشه‌های غوره به چشم می‌خورد. بر اساس برخی باورهای محلی و روایت‌های تاریخی، گفته می‌شود حسن صباح به انگور این درخت سوگند یاد کرده است.

مطبخی در دل قلعه

با ادامه مسیر، به فضای گود و دستکندی می‌رسید که از شواهد موجود، مشخص است در گذشته مطبخ قلعه بوده است. در طبقه زیرین آن، انبار غلات قرار داشته که به دلیل خنکی محیط، از آسیب موریانه در امان بوده است. این مطبخ سه تنور دارد و در بخش زیرین آن نیز کوره پخت آجر و کاشی دیده می‌شود.

آشیانه عقاب؛ زیباترین نمای قلعه

کمی بالاتر، حفره‌ای دستکند قرار دارد که به گفته کارشناسان، «آشیانه عقاب» نامیده می‌شود و محل استقرار عقاب‌ها بوده است. اندکی جلوتر نیز بقایای اصطبل اسب دیده می‌شود.

پس از خروج از این بخش، در سمت چپ، قلعه بالا قرار دارد. در این مسیر، برج و باروها و اصطبل‌هایی که به دوره صفویه تعلق دارند، قابل مشاهده‌اند. همچنین پله‌های سنگی موجود نیز متعلق به همین دوره هستند.

دستکندها؛ فضاهایی برای جان‌پناه‌ها

در دوران حسن صباح، برای حفظ جان نیروهای مستقر در قلعه، در دل کوه حفره‌هایی ایجاد شده بود که به‌عنوان جان‌پناه مورد استفاده قرار می‌گرفتند تا در زمان حملات دشمن، پناهگاهی امن برای مدافعان باشند.

۱۳ آب‌انبار در قلعه الموت

این قلعه بزرگ، ۱۳ آب‌انبار دارد. درهای چوبی برخی از آن‌ها همچنان باقی مانده است. این آب‌انبارها به یکدیگر متصل بوده‌اند تا آب مورد نیاز بخش‌های مختلف قلعه را تأمین کنند.

قلعه بالای الموت

قلعه بالا در گذشته محل استقرار وزیر، شاه‌نشین، آب‌انبار، رصدخانه، انبار غلات و دیگر بخش‌های مهم حکومتی بوده است. بر سردر این قلعه نیز عبارت «عاقبت خیر باد» دیده می‌شود.

علم‌کوه؛ دومین قله شاخص ایران

علم‌کوه، رشته‌کوهی مشهور است که از فراز قلعه الموت به‌خوبی دیده می‌شود. قله آن گاه در میان مه پنهان می‌شود. گفته می‌شود حسن صباح به دلیل موقعیت کوهستانی و دسترسی دشوار منطقه، این مکان را برای فرمانروایی برگزیده بود.

حیات‌وحش اطراف قلعه

خرس، پلنگ، روباه، عقاب طلایی، کرکس ریش‌دار و گراز وحشی از جمله گونه‌های جانوری هستند که در محدوده این منطقه زیست می‌کنند.

الموت؛ خاستگاه گیاهان دارویی

این منطقه از دیرباز خاستگاه انواع گیاهان دارویی بوده است. بر اساس برخی روایت‌های تاریخی، حسن صباح به دانش کیمیاگری آشنا بوده و یکی از منابع درآمد حکومت او، تجارت گیاهان دارویی عنوان شده است. همچنین گفته می‌شود به همین دلیل، پیروان او در برخی منابع با عنوان «حشاشین» شناخته شده‌اند.

زبان رایج مردم در دوران فعالیت قلعه

در دوران حسن صباح، زبان علمی و دینی رایج، عربی و خط مورد استفاده نیز کوفی بود، اما گفته می‌شود استفاده از زبان فارسی در اداره امور مورد تاکید قرار داشت و حسن صباح در گسترش زبان فارسی نقش مهمی ایفا کرد.

رصدخانه الموت؛ شبیه رصدخانه عراق

بسیاری از ریاضی‌دانان و منجمان در قلعه الموت زندگی می‌کردند. خواجه نصیرالدین طوسی نیز سال‌ها در این قلعه اقامت داشت.

رصدخانه الموت که حدود ۱۱ متر پایین‌تر از قله قرار گرفته، دارای سه نورگیر بوده و از نظر ساختار، شباهت‌هایی با یکی از رصدخانه‌های تاریخی عراق دارد.

کتابخانه قلعه الموت

در کتاب تاریخ جهانگشای جوینی آمده است که کتابخانه‌ای با ۴۰۰ هزار جلد کتاب در قلعه الموت وجود داشته و یکی از مهم‌ترین مراکز علمی ایران به شمار می‌رفته است. خواجه نصیرالدین طوسی نیز سال‌هایی از عمر پژوهشی خود را در این کتابخانه سپری کرده است.

حسن صباح پس از استقرار در قلعه، کتابخانه‌ای بزرگ شامل کتاب‌ها و ابزارهای علمی آن روزگار بنیان نهاد.

قلعه الموت در سال ۶۵۴ هجری قمری به دستور هلاکوخان مغول به آتش کشیده و ویران شد و پس از آن به‌عنوان تبعیدگاه و زندان مورد استفاده قرار گرفت. در همان زمان، عطاملک جوینی با جلب رضایت هلاکوخان، بخشی از آثار کتابخانه را از نابودی نجات داد و از همان منابع، تاریخ اسماعیلیه را تدوین کرد.

راه رفتن بر لبه قلعه

عبور از برخی قسمت‌های قلعه آن‌قدر دشوار است که باید از لبه دیوارها و روی سنگ‌ها حرکت کنید و مراقب باشید تا به دره سقوط نکنید.

اکنون ساعت حدود هفت عصر را نشان می‌دهد. با غروب خورشید، هوا به‌سرعت تاریک می‌شود و حرکت در مسیر دشوارتر از قبل خواهد بود. همراه با گروهی که برای بازدید به روستای الموت آمده‌ایم، این روستا و قلعه شگفت‌انگیز را به مقصد تهران ترک می‌کنیم.

انتهای پیام/

کد خبر 1405050700584
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha